طب اسلامی‌چیست؟

طب اسلامی‌چیست؟

مولا علی علیه السلام می‌فرماید:
«قرآن را به سخن آريد اگر چه هرگز (با زبان عادى) سخن نمى‌گويد. اما من از جانب او شما را آگاهى مى‌دهم؛ بدانيد در قرآن علوم آينده و اخبار گذشته، داروى بيماری‌ها و نظم حيات اجتماعى شما است»[ذَلِكَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوهُ وَ لَنْ يَنْطِقَ وَ لَكِنْ أُخْبِرُكُمْ عَنْهُ أَلَا إِنَّ فِيهِ عِلْمَ مَا يَأْتِي وَ الْحَدِيثَ عَنِ الْمَاضِي وَ دَوَاءَ دَائِكُمْ وَ نَظْمَ مَا بَيْنَكُم‏](۱)
امام صادق علیه السلام:
«خداى تبارك و تعالى در قرآن بیان هر چیز را فرو فرستاده تا آن جا كه بخدا سوگند چیزى را از احتیاجات بندگان فروگذار نفرموده، و تا آن جا كه هیچ بنده‌اى نتواند بگوید: ای‌كاش؛ این در قرآن آمده بود، جز آن كه خدا آن را در قرآن فرو فرستاده است.»
[مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَدِیدٍ عَنْ مُرَازِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنْزَلَ فِی الْقُرْآنِ تِبْیَانَ كُلِّ شَیْ ءٍ حَتَّى وَ اللَّهِ مَا تَرَكَ اللَّهُ شَیْئاً یَحْتَاجُ إِلَیْهِ الْعِبَادُ حَتَّى لَا یَسْتَطِیعَ عَبْدٌ یَقُولُ لَوْ كَانَ هَذَا أُنْزِلَ فِی الْقُرْآنِ إِلَّا وَ قَدْ أَنْزَلَهُ اللَّهُ فِیه]ِ(۲)

طب سنتی یک مکتب درمانی با بیش از ۷ هزار سال قدمت در کشور ما است و طب اسلامی‌اشتراکاتی با این طب دارد؛ ولی نگرشش متفاوت است.
طب اسلامی
طبی که ارتباط دقیق جامع مادیات و معنویت موجود و تبلور یافته در جسم را تعریف می‌کند، طب اسلامی ‌نامیده می‌شود.
تمامی ‌مکاتب دنیا طب را بر اساس مشاهده تعریف کرده‌اند؛ خیلی دقیق و جدی. اما عالم به سلول‌های یک اندام ،جاهل به سلول‌های اندام دیگری می‌شود که نقص طب کلاسیک است. اما نقص مهم‌تر آن است که تعریف کلی از مادیات جسم دارند، اما ارتباط جسم با جهان چه؟ یعنی محیط زیست (موقعیت جغرافیایی محیط زیست چه نقشی در سلامت انسان دارد یا نه؟ در جایی که انسان‌هایی دروغگو زندگی می‌کنند یا انسان‌های پاک، در سلامت ما نقش دارد یا نه؟ و نیز ارتباط با مونسان چه نقشی در سلامت دارد.
بحث بعد غذا است که در طب کلاسیک تعریف پروتئین و ویتامین است. اما به‌دست آوردن پروتئین از طریق حلال یا حرام آیا می‌تواند نقشی در سلامت یا بیماری ما داشته باشد یا نه؟ برای این صحبت‌، طب اسلامی ‌باید توضیحی داشته باشد.
در عاشورا دو گروه مسلمان روبه‌روی هم ایستاده بودند. هر دو نماز می‌خواندند، حتی نماز شب می‌خواندند هر دو اهل روزه بودند هر دو فریاد تکبیر برای حمله به هم داشتند. گروه دشمن کافر نبودند، همه مسلمان بودند ولی رو در رو ایستادند که علت رو در رویی این گروه با امام حسین، نقش غذای حرام بود که باور اینها را متغیر کرد. غذای حرام می‌تواند باورهای انسان و توانایی‌های جسمی‌و روحی انسان را تغییر می‌دهد.
آیا می‌دانید که میانگین هوشی ایرانی‌ها بالا، آمریکایی‌ها پایین‌تر است. چرا؟
چون موقعیت جغرافیایی زیست، بهره‌مندی بیشتری از آتش( گرمی‌و خشکی) داشته باشد، هوش افراد بیشتر می‌شود. در خود تگزاس بچه‌های تگزاس باهوش‌تر از بچه‌های کالیفرنیا هستند.
در آمریکا ایرانی‌ها را در موقعیت‌های مدیریت‌های ناسا قرار می‌دهند؛ چون باهوش‌ترند. پس محیط زیست با غذای غالب، فرهنگ و هوشیاری و هوشمندی می‌سازد و رفتارهای انسان وابسته به موقعیت زیست متفاوت است.
اینجا می‌فهمیم که چرا لکنت زبان در اروپا وجود دارد و موقع صحبت کردن من من، می‌کنند و چرا افسردگی در سنین نوجوانی بسیار زیاد است؛ اما در هند همه شادابند و می‌رقصند. چون موقعیت جغرافیایی ژاپن سرد‌تر است و غذای غالب ماهی و برنج است و اگر شلاق حرکت اجتماعی نبود همه درخواب بودند. اما هوای هند گرم است و غذای غالب تندی و گرمی‌است و آنها را وادار به شادابی می‌کند.
طب کلاسیک یک قالب دارد که در همه جا این قالب را می‌خواهد تحمیل کند، اما امکان پذیر نیست. برای هر کس بسته به موقعیت جغرافیایی تعریفی از شخصیت، مزاج، توانایی روحی، جسمی ‌و جنسی وجود دارد که باید شناخت و بر همین اساس برای او تغذیه، بهداشت و درمان برای او تعریف کرد.

پی نوشت‌ها :

۱- نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: ۲۲۳

۲-  اصول كافى جلد ۱ ص: ۷۶

گردآوری: ایمان فروزش

منبع:سایت طب ضیاءالصالحین