گاهی برای سلامتی رگ بزنید

گاهی برای سلامتی رگ بزنید

محمود قادری؛پژوهشگر طب سنتی

شاید تاکنون کلمه فصد به گوشتان خورده باشد و یا حداقل یک‌بار از یکی از اقوام ویا دوستان و آشنایان شنیده باشید که فصد خون انجام داده‌اند حال در این مجال تعریفی از این درمان آورده شده که امید است مورد بهره برداری و توجه شما قرار گیرد :

فصد، باز کردن منفذی کوچک در دیواره‌ی رگ به‌وسیله نیشتر است که باعث خروج اخلاط فاسد بدن با خروج خون می‌شود.

اهمیت  فصد:

فضیلت فصد آن است که هر گاه همه‌ی اخلاط(سودا، صفرا، بلغم و دم) به یک‌بار زیاد شود، به وسیله‌ی فصد از هر خلطی چیزی کمتر شود از بهر آنکه مَرکَب همه‌ی اخلاط بدن خون است.

هر زمان همه‌ی خلط‌ها زیاد شود به‌وسیله‌ی فصد از هر خلطی مقداری کم می‌شود زیرا مرکب همه‌ی خلط‌ها خون است بدین جهت گفته‌اند فصد استفراغ کلی است۰ هرگاه همه‌ی اخلاط در بدن زیاد گردد هیچ استفراغی بهتر از فصد نیست و بهترین فضیلت است. رگ را گشوده، رنگ خون و قوت بیرون جستن و قوام او را می‌نگرند تا حالات را می‌شناسند.

اهمیت وجایگاه  خون

خون در بدن انسان شش فضیلت بزرگ دارد که هیچ خلطی دارای این منفعت نیست.

*  غذای راستین، خون است که مدد پرورش تن و بازسازی بدن است

*  بدن حرارت طبیعی خود را از خون می‌گیرد، این به جز حرارت غریزی است که از دل بر می‌آید.

*  اگرچه قوام دل و حرارت غریزی از خون نیست ولی ترکیب حرارت غریزی و قوت و نیروی حیوانی از خون است که هرگاه خون بیرون ریخته زیاد باشد نبض ضعیف می‌شود و سقوط نیرو باعث غش کردن می‌گردد.

*خون نیرو را به اندام‌ها می‌رساند و گرما می‌دهد و آنها را تری و لطافت می‌بخشد تا همه حرکات به آسانی انجام شود.

*خون، پوست مردم را رنگین و تازه و با رونق نگاه می‌دارد گاهی پیشینیان به همین دلیلخون گرفتن را به هیچ حال روا نمی‌داشتند که در این رای به خطا بودند.

منفعت خون به دو شرط است، اول آنکه مقدار آن کافی باشد و دوم کیفیت خون است‌ که از لحاظ .غلظت و رقیق بودن است وباید متناسب بدن باشد در غیر این دو صورت سبب بیماری‌ها است برخی گفته اند با کمتر شدن یا گرفتن غذا نیروی صرف شده برای تغذیه کم می‌گردد و خون به اعتدال می‌رسد ولی این تدبیر و اندیشه کافی نیست به خاطر اینکه مدت زیادی لازم است تا این تدبیر انجام گیرد: در حالی که خون از طرق دیگر مانند خون دماغ و حیض واجب است خارج شود.

علل اساسی کم کردن خون وخون‌گیری

*اول آنکه خون بد کمتر شود

*دوم آنکه مقدار خون کم شود

*سوم آنکه جهت خون به طرفی دیگر میل پیدا کند

بیماری‌هایی چون عرق النسا (کمردرد یا سیاتالژی)، نقرس، درد مفاصل، سردرد، گلودرد خونی، درد چشم، التهاب احشاء، بواسیر و قطع زود هنگام قاعدگی را با زدن رگی که خون به آن میل کرده است می‌توان درمان کرد.

 

چند علت که تاخیر فصد را واجب می‌کند

 

در بیماری‌های یاد شده اگر خون زیاد باشد پیش از حرکت فصد روا است اما هنگامی‌که پس از حرکت خون در اوایل گرفته شود خلطهای بد و خام درون بدن را به حرکت و جوشش در می‌آورد و این خلطها با خون در رگ‌ها مانده و جاری می‌شود و مضرات آن فراوان است.

 

در امتلاء(پرخونی) با علامت خونی نباید در فصد شتاب کرد زیرا هر پری فصد را واجب نمی‌کند و چه بسا که امتلاء از خلط دیگر و هنوز خام است که در این صورت قوت را از بین می‌برد و بیماری طولانی و منجر به مرگ می‌شود در بیماری‌های مزمن ابتدا اگر به شربت و تدبیر درمانی تسکین ممکن باشد باید اقدام کرد و اگر ممکن نبود باید فصد کرد ولی مقدار خونگیری باید کم باشد تا قوت ضعیف نشود.

همچنین اگر در زمستان نیاز به فصد پیدا شود و تاخیر شود تکسری به وجود می‌آید که باید فصد کرد ولی خون اندکی باید خارج کرد. حایض و آبستن را نباید فصد کرد مگر ضرورتی بزرگ باشد.

 

اگر در بدن خلط صفراوی شدید باشد ابتدا با مسهل لطیف صفرا یا قی صفرا را کمتر باید کرد یا تسکین داد سپس فصد کرد و یا به تدبیرهای لطیف کننده در خلط‌های غلیظ اقدام کرد، مانند گرمابه، ریاضت(روزه داری) و سکنجبین که با زوفا پخته شده باشد.

 

اصولی که در حال فصد باید به آن توجه کرد

 

برای فصد به سال‌های عمر، مزاج، فصل، حال و هوای شهر، چاقی و لاغری، قوت فم معده باید توجه داشت در این حال طبیب باید بگوید کدام رگ را باید زد چه مقدار و تا چه زمانی خون گرفت زیرا فصد هم در صحت و سلامت نافع است و هم در علاج بیماری قوی است.

 

ممکن است محل فصد درد کند و جراحت آن دیر بسته شود در بسیاری از مواقع سبب فصد طبع خشک است. در انواع قولنج‌ها به فصد حاجتی نیست (مگر در موارد التهاب و سرطان روده) در فصد به رنگ خون باید نگاه کرد اگر به سپیدی زد در همان لحظه باید رگ را بست و همیشه باید کوشید که فصد سبب حرکت صفرا و غلیظی و خامی‌خلط نگردد.

 

علایم فراوانی خون بدن

*نشانه‌های فراوانی خون هفت نوع است

*سرخی رنگ صورت

*دمیدگی و پری (طول، عرض، ارتفاع) رگ‌ها

*غلیظی نبض

*حس سنگینی و ماندگی، درون تمام بدن و اندام‌ها

*احساس حرارتی خوش درون تمام اعضاء

*سستی و دشواری حرکت

*آروزی میل به غذا با احساس گرسنگی

هرگاه از این نشانه‌ها داخل عضوی باشد نشانی که خاصه‌ی آن عضو است پدید می‌آید و خون بدان عضو میل می‌کند، چنانکه در سر حرکت شریان‌ها قوی و ضربان در سر پدید می‌آید. اگربه جانب کبد میل نماید باعث سوزش در جگر می‌شود. معده با احساس گرسنگی و تغییر مزاج و در طحال با تظاهرات اختصاصی و سوزش آن همراه است. علائم کلی دیگری شامل سرگیجه، خارش چشم وصورت، شیرینی طعم دهان و خنده‌های بی سبب در غلبه‌ی خون وجود دارد.

نشانه‌های تباه شدن خون در بدن

 

نشانه‌های فساد خون سه چیز است

 

آن که رنگ صورت بیمار تغییر کند:یکی

 

دوم: نبض قوی گردد؛

 

.سوم: حس درد و ناخوشایندی پدید آید

 

پس هرگاه خون فاسد شد، رنگ صورت بیشتر مواقع به سرخی متمایل می‌گردد و زمانی که بعلت بلغم باشد رنگ صورت به سپیدی و اگر سودا باشد به تیرگی و سیاهی می‌گراید و اگر از جهت تیزی حرارت صفرا باشد به زردی می‌گراید. اگر در خون فساد ایجاد شود. اگر دست به هر عضوی بزنند درد می‌کند، گاهی بعضی نواحی خاص مانند محل زخم درد می‌کند و اگر مدتی بگذرد و استفراغی نکند (فصد یا حجامت ننماید) به تب مبتلا می‌شود که جوش‌ها و طاعون بد به وجود می‌آید و اگرنیرو تدارک نشودازبین میرود. بالاخره بخار فاسد کننده خون به .دل می‌رسد و بیمار را هلاک می‌نماید

 

🌑حالات خون پس از گرفتن

 

پس از گرفتن خون چهار موضوع را باید جستجو کرد

 

  • رنگ

 

  • قوام

 

  • بوی آن

 

  • آنکه خون را در ظرفی پوشش دار قرار داده و بعد از یکساعت به آن گاه می‌کنند. اگر خون .خوشبو دارای قوام معتدل و رنگ آن طبیعی باشد سالم است

 

خون صفراوی رقیق تر از معتدل و از سرخی به زردی مایل می‌شود و بسیار گرم و بوی آن .تیز و شدید است ودیر لخته می‌گردد و طعم تلخ دارد

 

خون بلغمی‌به محض خروج رقیق و کمتر گرم است. زود غلیظ و لخته می‌شود و بوی ضعیف دارد اما اگر عفونی باشد، بوی بد و ناخوشی می‌دهد و بعد از یکساعت آبی رقیق بر روی آن ظاهر می‌شود. خون سودائی غلیظ و سیاه و بوی بد دارد و بوی ترشی می‌دهد و زود لخته می‌شود. اگر مقداری آب در آن بریزند و تکان بدهند رشته رشته می‌شود (چون لیف) و از آن آبی کبود جدا می‌شود. هرگاه این سه نوع خون سوخته شود قوام یافته و غلیظ می‌گردد و بوی .ناخوشایند می‌دهد

عوامل فساد خون

 

از عوامل فساد خون در بدن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

*تدبیرهای بد در غذاهای گرم و چیزهای تند و تیز و آنچه مانند آن است

*گرمی‌مزاج دل و جگر به خصوص در سال‌های جوانی وفصل تابستان

*فساد به علت تغییر نظام فصل‌های سال و بادها و باران‌ها و غبارهای فراوان

 

خون در هر مزاج و سال عمر

در مزاج سودایی و خشک، خون آن تیره و مزاج‌های مرطوب و سرد و تر،سرخی خون آنها کمتر است. رطوبت، خون را غلیظ می‌کند. در مزاج صفراوی خون رقیق‌تر است. اما در کودکان خون رقیق و ضعیف و در جوانان غلیظ و سرخ و خون میانسالان به سیاهی می‌گراید و غلیظ است و خون پیران رقیق و ضعیف (کمرنگ) است

موارد فصد

کسی که رگ‌های او فراخ‌تر و آشکارتر و رنگ بدن او به سرخی یا سیاهی می‌گراید و گوشت فراوان و ماهیچه‌ی قوی داشته باشد می‌تواند فصد کند، مخصوصا در سال‌های جوانی و میانسالی و کسانی‌که شیرینی بیشتر می‌خورند و جوش و کورک در بدن دارند می‌توانند فصد کنند، اما کودک تا چهارده سالگی به خاطر گرمی‌و تری اندام‌ها نمی‌تواند فصد کند.

حال عمومی‌و هیات چهارده سالگی را باید نگریست؛ اگر صفراوی و لاغر وبسیار مرطوب باشد فصد نباید کرد و پیران (بالاتر از هفتادسال) را نیز نباید فصد کرد ولی عده‌ای از پیشینیان پس از هفتادسالگی را هم فصد نموده‌اند که نیرو پیدا کرده‌اند و این عمل هر ساله انجام شده است.

کسانی که معده و جگر ضعیف دارندو طعام را به دشواری هضم می‌کنند و دارای طبع ظریف و قوت کم و خطر بیمارهای سر دارند فصد در آن مضر است و در آنانکه رگ‌های مرطوب و .نرم دارند باید احتیاط کامل کرد.