القای درونی؛راهی مناسب و مطمئن برای ترک سیگار

القای درونی؛راهی مناسب و مطمئن برای ترک سیگار

دکتر امیرهوشنگ باقری.روانپزشک و هیپنوتیزور

شاید در نگاه اول سیگار چندان ماده‌ی خطرناکی به نظر نرسد، اما در واقع بزرگ‌ترین عامل قابل پیشگیری در مرگ‌و‌میر انسان‌هاست. تحقیقات گسترده در این زمینه ارتباط سیگار با بیماری‌هایی نظیر سکته‌ی قلبی و مغزی، بیماری‌های ریوی و عروقی و سرطان (به‌خصوص سرطان‌های ریه، حنجره و مثانه) را تایید کرده‌اند. اما با این حال افرادی زیادی در جهان به مصرف آن ادامه داده و سالانه تعداد قابل توجهی از آنها جان‌شان را از دست می‌دهند.

اکثر افرادی که سیگار می‌کشند احتمالا در مقاطعی از زندگی تصمیم به ترک آن گرفته‌اند، اما یا در این کار موفق نبوده‌اند یا پس از مدتی دوباره به آن روی آورده‌اند. آیا راهی هست که فرد بتواند سیگار را بدون احساس محرومیت ترک کند؟ آیا راهی هست که این درمان را برای همیشه تثبیت کند، طوری که فرد یک زندگی عاری از سیگار را تا آخر عمر تجربه کند؟

به دلیل اثرات زیان‌بار سیگار، انواع روش‌های آسان ترک سیگار به بازار آمده‌اند که از جمله می‌توان به درمان‌های روان‌شناختی، جایگزین‌های نیکوتین و درمان‌های دارویی اشاره کرد. تمامی این درمان‌ها، درمان‌های مفیدی هستند اما راهی کوتاه‌ و قابل اعتماد، بدون نیاز به دارو و احتمال عود نیز وجود دارد. هیپنوتیزم!

معمولا تعداد جلسات درمانی ترک سیگار از طریق هیپنوتیزم به چند جلسه محدود می‌شود و اگر این کار با مهارت درمان‌گر و همکاری کامل مراجع همراه باشد، می‌توان اطمینان حاصل کرد که درمان دائمی بوده و فرد تا پایان عمر بازگشتی به سمت سیگار نخواهد داشت. اما این چطور ممکن است؟

هیپنوتیزم به فرد کمک می‌کند که ریلکس شود و این باعث می‌شود خودآگاه فرد عقب نشسته و او بتواند با ناخودآگاهش ارتباط برقرار کند. دسترسی به ناخودآگاه است که کار درمان را بسیار سهل و آسان می‌کند.

افراد معمولا از دید خودشان دلایل قابل ‌قبولی برای مصرف سیگار دارند. برای مثال: سیگار کمک می‌کند تمرکز کنم، سیگار مرا آرام می‌کند، سیگار احساس گرسنگی‌ام را برطرف می‌کند، سیگار به من احساس اطمینان می‌دهد و … . مسلما اگر این دلایل در ذهن ناخودآگاه جا خوش کرده باشند، فرد نمی‌تواند به راحتی از احساس آرامش، تمرکز، اطمینان و … و در نتیجه از سیگار چشم‌پوشی کند. زیرا ناخودآگاه پیوند مثبتی بین این احساسات و کشیدن سیگار برقرار کرده است و اگر فرد به طور موقت موفق به ترک سیگار شود با هر گونه مواجهه با شرایط استرس‌زا دوباره به سمت آن کشیده خواهد شد.

افرادی که آشنایی محدودی با هیپنوتیزم دارند انتظار دارند که با تلقینات مستقیمی که هیپنوتیزور می‌دهد تنفر از سیگار ایجاد شده و به این ترتیب فرد دیگر سراغ مصرف آن نرود. گاهی حتی این درمان ساده نیز برای برخی افراد با موفقیت همراه است، اما این تمام کاری نیست که می‌توان با هیپنوتیزم انجام داد. معمولا مراحل یک جلسه‌ی درمانی به این صورت است:

درمانگر پس از آشنایی با مراجع و دریافت اطلاعات اولیه نظیر این‌که برای چه مدت و به چه میزان سیگار می‌کشد، سابقه‌ی ترک‌های پیشین و دلیل شکست و … کارش را با القای هیپنوتیزم آغاز می‌کند. پس از عمیق‌سازی و رسیدن به عمق مناسب، درمان‌گر بر اساس شناختی که از مراجع پیدا کرده است روش درمانی‌اش را انتخاب می‌کند.

شاید اولین قدم برای هر فردی ایجاد انگیزه‌ی کافی برای ترک‌کردن باشد. یکی از تکنیک‌های هیپنوتیزمی موثر در این زمینه دو راهی سلامت و بیماری است و شیوه‌ی اجرای آن به این صورت است که فرد بر سر یک دو راهی قرار می‌گیرد. ابتدا مسیری در پیش می‌رود که با مصرف سیگار همراه است. فرد می‌بیند که سلامتش چطور با پیش‌روی در این مسیر به خطر می‌افتد و این چه تاثیری روی اطرافیان و خانواده‌اش خواهد داشت. می‌تواند ببیند که دچار بیماری شده و حتی فرزندانش نیز با الگوبرداری از او به سیگار روی آورده‌اند. فرد پس از تجربه‌ی کامل این مسیر به دو راهی بازگشته و این بار مسیر سلامتی را پیش می‌گیرد. خودش را می‌بیند که در سلامت کامل زندگی می‌کند و خود و خانواده‌اش از آسیب‌های ناشی از سیگار در امان هستند. اجرای قدرتمند این مرحله می‌تواند انرژی و انگیزه‌ی لازم را برای ترک سیگار در فرد به وجود آورد.

در مرحله‌ی بعدی درمان‌گر می‌تواند به موانع ذهنی که مانع ترک سیگار هستند بپردازد و باورهای فرد درباره‌ی آرامش‌بخش یا اطمینان‌دهنده بودن سیگار را زیر سوال ببرد. آیا واقعا سیگار آرامش‌بخش و اطمینان‌دهنده است؟‌ و آیا هیچ راه بی‌خطری برای رسیدن به احساس آرامش و اطمینان وجود ندارد؟‌ درمان‌گر می‌تواند به همراه مراجع به دنبال شیوه‌های جایگزین برای کسب احساس آرامش و اطمینان بگردد، شیوه‌هایی که به سلامت جسمی فرد آسیب نمی‌رسانند و اثر بوی بد آنها روی لباس یا دهان فرد نمی‌ماند.

یکی دیگر از تکنیک‌هایی که درمان‌گر معمولا ‌از آن استفاده می‌کند بردن فرد به زمانِ کشیدنِ اولین سیگار است. فرد خودش را می‌بیند که اولین پُک را به سیگار می‌زند. در این مرحله درمان‌گر می‌تواند به دلیل اولیه‌ای که باعث شده فرد سیگار بکشد دست پیدا کند و با بی‌اعتبار نمودن این دلیل، پیوند ناخودآگاه این دلیلِ به ظاهر موجه را با سیگار کشیدن از بین ببرد. برای مثال اگر فرد در نوجوانی سیگار را از یکی از هم‌سالانش گرفته باشد تا بتواند به گروه آنها ملحق شده و احساس امنیت داشته باشد، حالا در بزرگسالی دیگر به آن نوع از احساس امنیت نیاز ندارد و در ضمن می‌تواند راه‌های بهتری برای «باحال»‌ و «جذاب» بودن پیدا کند.

در این مرحله فرد می‌تواند با راهنمایی درمان‌گر، خودش را ببیند که در برابر گرفتن اولین سیگار مقاومت کرده و آن را رد می‌کند و بعد می‌‌تواند وارد این بدن جوان‌تر شده و احساس غروری که از این کار به او دست می‌دهد را تجربه کند.

در مرحله‌ی پایانی درمان‌گر برای اطمینان از موفقیت‌آمیز بودن کارش مراجع را به شیوه‌های مختلف آزمایش می‌کند. برای مثال فرد را در موقعیتی استرس‌زا قرار می‌دهد و امتحان می‌کند که آیا او به مصرف سیگار تمایل پیدا می‌کند یا به جای آن سراغ یکی از رفتارهای جایگزین پیشنهادی برای کسب آرامش می‌رود. اگر فرد در این آزمون موفق شد درمان‌گر به سراغ مرحله‌ی بعدی می‌رود، در غیر این‌صورت دوباره او را به مراحل قبلی بازگردانده و دلایل احتمالی مصرف سیگار را بررسی کرده و تلقینات قوی‌تری به فرد می‌دهد. این فرآیند آن‌قدر تکرار می‌شود که فرد بتواند آزمون‌های درمانگر را با موفقیت پشت سر بگذارد.

لازم است درمان‌گر پیش از پایان دادن خلسه فرد را با عواملی که ممکن است تلاش‌هایش را به هدر دهد آشنا کند. این‌که ممکن است دوستان سیگاری‌اش تلاش کنند او را دوباره وارد جمع خودشان کنند، یا تجربه‌ای استرس‌زا که او را ترغیب کند به سیگار روی بیاورد، یا امتحان کردن سیگار از روی کنجکاوی و یا حتی از روی غرور با این فکر که هر وقت بخواهم می‌توانم آن را ترک کنم و … . فرد با آگاهی از این خطرات می‌تواند در صورت مواجهه با آنها، با آمادگی عکس‌العمل نشان داده و انتخاب درستی داشته باشد.در پایان درمان‌گر فرد را از خلسه خارج نموده و تمامی مراحلی که در حالت خلسه پشت سر گذاشتند را دوره می‌کند. به این ترتیب درمان کامل شده است. گاهی افراد تنها با یک جلسه می‌توانند سیگار را به طور کامل ترک کنند، اما معمولا جلسات درمان بیشتر از یک جلسه خواهد بود. در واقع تعداد جلسات به مهارت درمان‌گر، و میزان استعداد، آمادگی و همکاری مراجع وابسته است. اما در هر صورت ترک سیگار با کمک هیپنوتیزم یکی از سریع‌ترین، کم‌خطرترین و پایدارترین روش‌های موجود است.در پایان لازم است اشاره کنیم که متاسفانه این عقیده‌ی غلط که دود قلیان خطر نسبتا کمتری نسبت به دود سیگار دارد، باعث شده است که استفاده از آن در بین جوانان شیوع چشمگیری پیدا کند. اما حقیقت این است که دود قلیان علاوه بر این‌که تمامی مواد سرطان‌زای سیگار را دارد حاوی منوکسید کربن بیشتری نیز هست. هر بار استفاده از قلیان حداقل معادل مصرف یک پاکت سیگار بوده و به علاوه دود حاصل از آن از یک بسته سیگار نیز بیشتر است. بنابراین لازم است اطلاع‌رسانی گسترده‌ای در این زمینه صورت گرفته و جوانان را از خطری که با آن مواجه هستند آگاه نمود تا عواقب آن در آینده دامن‌گیر این افراد نشود.